5. انگلستان
انگلستان در زمان حكومت پاپهاي آوينيون ياغيتر شد، از اين رو عجيب نيست كه در زمان شقاق بزرگ با پاپهاي رم همدستي پيشه كرد. دلايل زيادي داشت تا از رم بيش از آوينيون انتظار عدالت بيشتر و اخذ حقوق كليسايي كمتر داشته باشد. بدبختانه مشكلي كه اسقفان و مأموران نادرست پديد آورده بودند بهآساني قابل پيشگيري نبود. سنّتهاي زشتي ايجاد شده بود كه نميشد از آنها جلوگيري كرد. خطاهاي كشيشان محصول طبيعي خود را بهصورت تعصبات ضدكشيشي نشان ميداد. بدينسان بود كه انگلستان بهصورت مهد قديميترين نمايش اصلاح ديني مسيحيت كاتوليك يعني آيين ويكليف، درآمد. پديدآورندهٴ آن نهضت جان ويكليف از يركشاير برخاست، كتاب مقدس را به زبان محلي ترجمه كرد و به مخالفت با قدرت پاپ پرداخت. او مدعي شد همهٴ قدرتها متعلق به خداوند است و نمايندگان خدا با ارتكاب معصيت بلافاصله حقِّ داشتن آن قدرت را از دست ميدهند [و غاصب بهشمار ميآيند]؛ و دور شدن راهبان از تقوا سبب شد تا اصل و فرع رهبانيت را نفي كند. عصيان او بههمان اندازه كه ديني بود، جنبهٴ اقتصادي هم داشت و پيروانش بيش از پيش بر جنبههاي اجتماعي آن تأكيد كردند، بهويژه تودهٴ بيچيز يعني لولاردها.1 ويكليف آنقدر زنده ماند كه بذر كافي بيفشاند، ولي پيش از آن مرد (در 1384)، كه گرفتار عقوبت شديد شود. يكي از پيروان غيركشيش او بهنام والتر بروت، كه با ملايمت از سلب مالكيت كشيشان سخن گفته بود، در سال 1391 محاكمه شد؛ خوشبختانه او اين عقل سليم را داشت و عقايد انقلابياش را كه به زبان لاتيني نوشته بود پس گرفت و از مجازات نجات يافت. خشم نسبت به لولاردها در سدهٴ پانزدهم بالا گرفت و در سال1428 گور ويكليف را با خاك يكسان كردند. عقايد ديني آيين ويكليف و حتي بيش از آن، عقايد اجتماعياش در روٴياي پيِرس ِ شخمزن بهصورت شايان تحسيني بيان شده بود، اثري كه از شاهكارهاي ادبيات انگليسي ميانه است. موٴلف آن ويليام لانگلند، يا هركس كه بود، شخصيتي